تلاش های یک معتاد جنسی برای انسان شدن

باشگاه و کانون ترک خودارضایی - جق-داستان ها و فیلیمهای پورنو 3 ک3

ترک جق و خودارضایی . بزرگترین اعتیادم در مجموعه اعتیاد های جنسیم با روش آنت

با روش آنتونی رابینز شروع میکنم

--------------------

با جق نزدن چه سختی و ناراحتی هایی رو متحمل میشم ؟

ناخودآگاه گفتم هیچ اما این چیزی نیست که ذهن و مغز من پذیرفته باشدش پس آرام آرام فکر میکنم و مینویسم

١- باید به آینده فکر کنم.                در واقع زمانی که جق نزنم برای آیندم باید فکر کنم و بگم از آینده چی میخوام ، میخوام چیکاره بشم ، چه سمتی، چه جایگاه اجتماعی ، چه نوع خانواده ای میخوام و برای رسیدن بهش یک برنامه و مسیر زندگی تعریف میکنم ؛ قدم برداشتن تو این مسیر طبیعتا سختی داره و زحمت با جق زدن دیگه به هیچی فکر نمیکنم پس سختی و زحمتی رو متحمل نخواهم شد .

٢-تو جمع و جامعه حضور پیدا کنم ، و با آنچه هستم و وجود دارم سنجیده میشم . برام سخته که شخص ایکس که در کودکی و نوجوانی نه از نظر هوش و ذکاوت و نه از نظر خانواده همسطح من نبوده الان برای خودش مهندسه و پروژه های میلیاردی میبنده ؛ طبیعتا اون حالا از منظر اجتماعی و ... به خاطر سعی و تلاشی که کرده بالاتر اما من نمیتونم برتابم که از اون کوچکتر شدم پس تو جق غرق میشم تا زمان و حالی برای رفتن تو جامعه و مواجه شدن با واقعیت ها را نداشته باشم .

٣-یه حالت افسردگی و خود شیفتگی بهم داده که اونو از دست میدم .

۴-راحت وصل میشم تو نت داستان ور میدارم میخونم یا عکس و فیلم میبینم جق میزنم و از لذت جنسی برخوردار میشم . دیگه از این خبرا نیست باید تعهد بدم به یک زن برای ازدواج یا زمان بذارم و مخ بزنم که هر دو سخت و سنگین . ( فرار از مسئولیت )

۵-لاک دفاعی و اون فضای دنجی که برای خودم به وجود آوردم رو باید باز کنم . باید مسئولیت بپذیرم و به اونچه واقعا لایقشم برسم ( زحمت و تلاش)

۶-حموم رفتن های روزانه برای غسل کردن رو از دست میدم

٧- رویارویی با بختک و دیدن خوابهای بد رو از دست میدم

٨-هی احساس کثیف بودن و چرک بودن بدنمو از دست میدم

٩- صبح ها تا دیر وقت خوابیدن و باز هم نیاز به خواب رو از دست میدم

١٠- گودی زیر چشمام ، درد زانوم ، کمر دردام رو از دست میدم

١١-حالت عارفانه بعد از جق رو از دست میدم که برای خودم یک برنامه نویس و یک قدرتمند واقعی میشم

١٢-زمان هایی که با جق پر میکردم حدودا دو تا ٣ ساعت رو از دست میدم و زمان خالی تو زندگی روزانم پیدا میشه

١٣-شلخته بودن و هپلی زندگی کردن رو از دست میدم .(با اینکه زشت نیستم و با یک مقدار زمان رومو و صورت جذاب میشم همیشه هپلی به تمام معنا میگردم موهای شانه نشده صورت نزده )

 

از انجام ندادن این کار چه لذتی عایدم میشه ؟

١- بعد ١٠ یا ١۵ روز کم کم احساس میکنم میتونم راحت بخوابم و خواب درست و حسابی رو درک میکنم

٢-چشمام نور میگیره و قدرت بدنیم زیاد میشه زمان اضافه رو میتونم به ورزش مورد علاقم دوچرخه بدم و از اون لذت ببرم

٣- کم کم آینده رو میبینم - تلاش میکنم و مشاهده میکنم امروز نسبت به یک ماه قبل چقدر بیشرفت کردم چقدر خوب و قشنگ دارم به آرزو هام نزدیک میشم و ازش لذت میبرم

۴-میرم تو جمع و با دوستان اقوام میگم میخندم و مراوده میکنم اظهار نظر میکنم و باز لذت میبرم

۵-فوق لیسانس قبول میشم و کلی صا میکنم با خودم

۶-مرد میشم و پا حرفا وا میستام پای خواسته های ، آرزو های بزرگ میکنم و به جامه عمل میرسونمشون

٧- زبان بیگانه یاد میگیرم و کلی کلاس میذارم . همین الان تو کلاس زمانی که بین ٨ تا زبان آموز استاد حواسش به من هست و بهم میفهمونه من بهترینم کلی حال میکنم وای به اینکه با سرعت چند برابر برم جو

٨- ازدواج میکنم و از زندگی لذت میبرم . دیگه نمیرم تنهایی به پاتایا یا به ارمنستان و گرجستان برای لذت جنسی برای سکس های مسخره و خالی از احساس که هیچ زمانی سیرابم نمیکنه و فقط پولمو ازم میگیره پولی که با زحمت و تحمل جایگاه کاری کوچکتر از‌ آنکه باید باشم بدست میارم

٩- شجاع میشم . قدرت ریسک بدست میارم و از محافظه کاری دست بر میدارم

 ------

ادامه دارد

نویسنده : مسافر : ٦:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٠
Comments نظرات () لینک دائم